جرعه جرعه جآن

روزی دریا خواهم شد...

جرعه جرعه جآن

روزی دریا خواهم شد...

مشخصات بلاگ
جرعه جرعه جآن

حروف، کلمات، عبارات، جملات، همگی از جآن نویسنده جرعه جرعه نشأت می گیرند...

۲۱ مطلب با موضوع «تلنگریجات» ثبت شده است

حدودا ده شب پیش با یکی دوست  شدم،

هر روز حوالی غروب آفتاب میومد پشت پنجره، 

همیشه از روی عادت پنجره رو نیمه باز میذاشتم، اما از وقتی که اومده بود و شده بود رفیقم، از عصر پنجره رو تا آخر باز می‌کردم...

میشستم روی صندلی و مشغول تایپ میشدم که یه هو میدیم اومده پشت پنجره...

انگشتای ظریفشو میذاشت روی توری پنجره که مامان گذاشته بود تا پشه نیاد...

کمی سربه سرش میذاشتم و میشستم پای ادامه کارم و زیر چشمی نگاش می‌کردم و برا کاراش می خندیدم ، خلاصه یک هفته اینطوری گذشت، تا اینکه یه روز عصر هرچی منتظر موندم نیومد، 3 شب منتظر موندم اما شب چهارم دیگه نا امید شدم و پنجره رو نیمه باز گذاشتم، دیگه نرفتم ببینم اومده یا نه، تا اینکه امشب موقع خواب به بهونه گرمای هوا، ننه رقی پنجره رو باز کرد، یه هو گفت عه دوستت اومده!

.

چشم چرخوندم، خشکم زد، اومده بود اما ضعیف و نحیف و بدون دُم!

.

یک آن دلم براش سوخت خیلی ناراحت شدم.

فهمیدم این چند شب که نیومده مریض بوده و بی رمق...

.

هر شب می‌گفتم یعنی خدا روزی این مخلوقشو روی توری پنجره این اتاق بهش میرسونه، کاری نکنم فراریش بدم... از عصر میومد پَشه های اون سمت توری رو به طرز خنده داری می‌گرفت.

.

.

خلاصه مارمولک بی دُم و ضعیفِ من، امشب دوباره مهمون پنجره ام بود.

.

_______

پ.ن: از شما چه پنهون، اول توی اینستا نوشته بودم، چون به سیستم دسترسی نداشتم، همونجا با گوشی کپی کردم آوردم اینجا، به همین علت بین پاراگراف ها به جای اینتر، نقطه داره :/

همین!

و جوانکی دیدم دیلاق، انگشت به ما هو انگشت در سوراخ بینی، به غایت فرز می گرداند و در کنجِ نادِنجِ خیابان ونک بساط سنگ فروشی پهن کرده بود.

نزدیک تر رفتم، سطلی آب گل آلود [از خدا که پنهان نیست از شما چرا پنهان، بلکه گِلِ آب آلود!] و یک فرچه داغان وسط بساطش دیدم، معلوم شد گاهی دست در آن سطل فرو برده و سنگی می سابد...

قومی اطراف سنگ فروش خم شده، سنگ ها را وارسی می کردند در همین حین جوانکی کلّه فِر که از هیئت و سکناتش خوب پیدا بود اهل هنر است، با ذوقی عجولانه سنگی برداشته و بعد از ورانداز کردن، دسته ای اسکناس پرداخت. خواست برود که چون در سنگ مجذوب شده بود، چاله را ندید پس سکندری خورد و خلق در اطراف و اکناف سر بجنباندند!

در وانفسای «های سنگ دارم بیا ببین عجب چیزیه...» به این فکر می کردم که یعنی ممکلت اینقدر خراب است که ملت سنگ می فروشند؟ هیچ چیز دیگر جهت فروش یافت نشد برای جوانک دیلاق!؟

.

.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پ.ن : طبیعت را شکانده به قیمتی گزاف می فروشند!

توی ظلمات شب، با نور صفحه گوشی، نوک پا و آهسته میرم سر یخچال، بعد از برانداز کردن بالا تا پایین، روی در یخچال پشت شیشه های مربا و آلوچه خونگی که سال پیش خودم درست کردم، دست می‌برم و شیشه نوشیدنی باربیکن طعم آناناس که یادم نمیاد چه موقع خریدم رو برمی‌دارم.

نفسم رو توی سینه حبس می‌کنم و به آرومی در یخچالو می‌بندم، باز هم نوک پا و با قدم های بلند طوری که اگر کسی ببینه فکر می‌کنه اومدم دزدی، میرم توی اتاقم و تازه متوجه میشم درِ شیشه مثل نوشابه کوکاکولا باید با دربازکن کنده بشه -_-

نا امید نمیشم، نور صفحه گوشی رو می‌ندازم روی دِراوِر و میگردم دنبال چیزی که بتونم در شیشه رو باهاش باز کنم.

بالاخره شونه چوبیم رو می‌بینم و فکر می‌کنم شاید بشه با تو رفتگی روی دسته اش در باربیکن رو باز کنم.

برش می‌دارم و بی صدا تقلا می‌کنم، زبونمو می‌ذارم لای دندونام و مثلا تمرکز می‌کنم تا صدایی در نیاد!

بالاخره تِلِقّی در شیشه شوت میشه اون طرف اتاق، از ترس اینکه نکنه بعداً تیزی لبه فلزیش بره توی پای کسی، شیشه رو می‌ذارم روی دِراور و توی تاریکی خم میشم تا درشو پیدا کنم.

بعد از یه کم کنکاش و دست کشیدن روی زمین پیداش می‌کنم.

درِ فلزی رو می‌ذارم جلو میز کامپیوتر و بی وقفه و عجول باربیکن رو سر می‌کشم، چند قُلُپ میره پایین که تازه می‌فهمم آبغوره بی نمک ننه اس که وقتی فشارش بالا میره ازش می‌خوره!

دلم یه « مَتیوُ کاتبِر » میخواد که بشینم با صدای بلند براش کتاب بخونم و اون تمااااام احساس نهفته در کلامم رو بفهمه...



در ضمن :/ روز دختر خییییلی هم مبارک باشه :)

دوست داری سرباز آقا باشی؟

نه، دوست داری خداییش برای یه ثانیه زودتر رخ دادن ظهورش قدم برداری؟

پس بسم الله....

بخون ببین چه خبره!

.

 مهمترین اثر این راهپیمایی جهانی، برطرف کردن موانع ظهور منجی عالم و موعود همه ادیان، حضرت مهدی «اروحنا فداه» است. چنانچه حضرت آیت الله بهجت (ره) در این باره فرمودند: در روایت آمده، وقتی امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ظهور می فرمایند، ندا می کنند: « الا یا اهل العالم ان جدی الحسین قتلوه عطشانا، الا یا اهل العالم ان جدی الحسین سحقوه عدوانا= ای مردم جهان بدانید که همانا جد من حسین علیه السلام را با لب تشنه کشتند. ای مردم جهان بدانید که همانا جد من حسین علیه السلام را از روی دشمنی پایمال کردند». امام زمان علیه السلام خودش را به واسطه امام حسین علیه السلام به همه عالم معرفی می کنند. بنابراین در آن زمان باید همه مردم عالم، حسین علیه السلام را شناخته باشند. اما الان هنوز همه مردم عالم حسین علیه السلام را نمی شناسند و این تقصر ماست، چون ما برای سیدالشهدا علیه السلام طوری فریاد نزدیم که همه عالم صدای ما را بشنود، پیاده روی اربعین بهترین فرصت برای معرفی حسین علیه السلام به عالم است

.

.

.

اینایی که  نوشتم توضیحات استاد [محمد]شجاعی بود.

توی کانال حرکت جهانی اربعین عضو بشید و جهت فعالیت، فایل های توجیهی رو گوش کنید بعد به ادمین ها پیام بدید تا به گروه عملیات سایبری اضافهتون کنند.

لینک سایت اینه ----> منتظران منجی ، یه سری بزنید، تمام کانال های فعال موسسه و استاد هست، آخر همون صفحه هم کانال مربوط به حرکت جهانی اربعین گذاشته شده.

موفق باشید.

التماس دعا

آ خدا،

       می شنوی؟


ممنون که قوی تر از وهم و خیالم هستم :)


متشکرم.

اصلا مهم نیست که به "جام" نرسیدیم...

بعععله :)

همین امشب، 

دقیقا وقتی که تمام ماهیچه های دست و پام شل شده بود از هیجان 

و حتی صدای قلبمو می شنیدم و شر و شر عرق می ریختم،

 تنها دعام دیدن شادی هموطنام بود نه رسیدن به جام! 

که آناً گل پنالتی رو زدن بچه ها....

 واااااقعاً از ته دل جیییغ زدم! 

عجب جوونمردانه بازی کردن!

 صد البته که همین سوم شدن توی گروهی به ایییین قَدَری برامون خیلی مهم بود و فهمیدیم ماهم می تونیم با وجود بی انصافی های متعدد فیفا، با تیم های مطرح و ستاره ها هم طراز بشیم! 




پ. ن: مشکلات و گرفتاری همیشه هست، فقط با زبون آوردن و بزرگ نماییش، این ماییم که به خودمون تلقین ضعیف بودن و بدبخت بودن هرچه بیشتر رو می کنیم! 

دیدن نیمه پر لیوان همیشه امید آفرینه! 

الحمدلله لکل شیء 

الحمدلله لکل حال

الحمدلله الذی لا ینسی من ذکره 

"سپاس گزارم از اون خدایی که فراموش نمی کنه بنده اش رو در اون حال که داره خدارو یاد می کنه" 


الهی که همیشه از ته دل بخندید :)


دوستانی که می خواید تایپ ده انگشتی یاد بگیرید؛ به  این   آدرس [ http://hamtype.ir/list/ ] مراجعه کنید :)

به نظرم نرم افزار و تمرین و سبک اش عالیه.

امتحان کنید.

تازه اگر نرم افزار دیگه یا روش بهتری هم می شناسید بفرمایید ؛)

حساب کردم از 27 ام خرداد تا تولد امام رضا (ع) دقیقا 40 روز میشه!

صرفاً جهت یادآوری گفتم.
افرادی که دوست دارند می تونند چله بردارند:)

ان شاءالله حاجتتون روا.
التماس دعای فرج