جرعه جرعه جآن

روزی دریا خواهم شد...

جرعه جرعه جآن

روزی دریا خواهم شد...

مشخصات بلاگ
جرعه جرعه جآن

حروف، کلمات، عبارات، جملات، همگی از جآن نویسنده جرعه جرعه نشأت می گیرند...

۴ مطلب با موضوع «از معبود» ثبت شده است

آیه 28 سوره نحلالَّذِینَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِکَةُ ظالِمِی أَنْفُسِهِمْ فَأَلْقَوُا السَّلَمَ ما کُنَّا نَعْمَلُ مِنْ سُوءٍ بَلى‌ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ بِما کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ»

 

این آیه خیلی ظریف به حالات درونی و البته ظاهری یک سری از آدم ها پرداخته در حالی که فرشته اومده جونشونو بگیره، اونها در مقابل عذابی که قراره سرشون بیاد سر تسلیم فرود میارن و زیر لب میگن: " ما که این کار بد رو نکردیم!" 

خدا میگه: "من خبر دارم شما چه کردید!"

در انتها راوی میگه: " جایگاه متکبران بد جایگاهیه

این مکالمه کوتاه، درون آدم متکبر و مغرور رو نشون میده، چنین آدمی دو تا ویژگی داره؛ یکی اینکه گناه های خودشو کم و ناچیز می دونه و حداقل صفت رحمانیت خدا رو دستاویز قرار نمیده تا مشمول رحمت و غفران بشه!

دوم اینکه چنین آدمی، طوری صفت غرور و تکبر براش ملکه نفسانی و نهادینه شده که بعد از مرگ هم با تکبر و غرور محشور میشه و این صفتش اجازه نمیده حتی شفاعت دیگران هم شامل حالش بشه! چون نمی خواد قبول کنه "بابا خاک عالم که بر سرت روانه شده... دیگه حداقل بذار دستتو بگیرن کم عقل"!

 

یعنی عملاً خودشو از هرچیزی که یه ذره بتونه نجاتش بده محروم می کنه.

.

.

پ.ن: یه عزیزی می گفت وقتی چنین توصیف چندش آوری از آدم بدهای عالَم به گوش و چشمت خورد حتما بگو "پناه بر خدا".


اگر نگاه ات به پایین و بالا شدن های زندگی این باشه که : "باید آدم امتحان بشه تا ضعف هاش به قوت مبدل بشه" ، و ببینی که تو هی داری توی یک موضوع خاص امتحاناتی با ورژن متفاوت تجربه می کنی ولی موضوع اش تغییر نمی کنه، پشت بندش از خودت می پرسی: "چرا چند وقته فقط با همین یک موضوع امتحان میشم؟! "

حتی ممکنه خسته بشی و به اصطلاح کم بیاری، لج بازی کنی...

اما باید بدونی؛

«...فَلَن تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَبْدِیلاً وَلَن تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَحْوِیلاً» (43/ فاطر)

توی ریاضیات خلقت و سنت های تغییر ناپذیر الهی، جواب اینه که " اون نقطه ضعف هنوز به قوت مبدل نشده" پس ممکنه هر بار همون امتحان تکرار بشه و گاهی هم سخت تر بشه تا بالاخره نمره قبولی کسب کنی :)

فقط لازمه توی امتحان سخت، خدارو به اسم «یا مُبَدِّلُ یا رَبّ» صدا بزنی و نیت کنی توی هر شرایطی فقط با خط کش خدا اندازه ها رو بسنجی و در نتیجه بهترین ها رو اننتخاب کنی، پس مطمأن خواهی شد که چون سنت خدا تغییر ناپذیره، بهترین نمره رو از امتحان ات می گیری!

میگم «نیاز نداشتن به کسی» به معنی «دوست نداشتنش » هم هست؟



مثلاً اینکه خدا گفته «إِنْ یَشَأْ یُذْهِبْکُمْ وَ یَأْتِ بِخَلْقٍ جَدیدٍ»

اگر خداوند بخواد ما رو میبره و خلایق جدیدی میاره.

توی چندتا آیه اومده این مفهوم، ولی هربار با یک صفت خدا همراه شده، یک بار با صفت غنی و حکیم، یک بار با صفت صاحب رحمت بودن و یک بار با صفت قدرت داشتن و ...

خلاصه اونجایی که میگه خدا بی نیازه هروقت بخواد کن فیکون می‌کنه مارو ؛( 

آدم دلش یه جوری رنجور میشه، 

نمیشه؟



پ.ن : بعضی روزا، صبح تا چشم وا می‌کنم، یه جمله، یه شعر یا مثل اینبار یه آیه، بدون اینکه همون موقع بهش فکر کرده باشم توی مغزم هی ورجه وورجه می‌کنه. این بار هم این آیه بود!

مَلِک، حزین نزد خداوندگار عالم خرامید، آهسته دو لب ز هم بگشود و عرض کرد: " إلها؛ جز آنچه به ما آموخته ای، هیچ نمی‌دانیم و تنها تو دانا و فرزانه ای".

پیش از این پروردگار، حقیقت مسمای آن أسماء را به آدم ابوالبشر آموخته بود و حالا از بُن پرده غیب و خارج از عالم کون و مکان، مسمای أسماء  را به ملائک عرضه کرده اما ایشان ذره ای به حقیقت أسماء ره نیافته پس اعلام نمودند: «هیچ نمی‌دانیم».

خداوندگار با مباهات به آدم ابوالبشر اشاره کرده، افاضه نمود:" ای ملائک به جهت شرافت آدم و از بر خلافت من، او را سجده کنید."

ملائک به ذات، مقام آدم ابوالبشر را فهم کرده، بی درنگ به روی برافتادند، جز ابلیس!

ملائک روی از سجده برگرفتند، با دهانی گشوده در حیرت إبای ابلیس،خیره به وی نگریستند، چون أمری مکتوم از قبل، بر ایشان برملا گشته و آن چیزی جز کفر ابلیس نبود!

این چنین شد که ابلیس رسوا گشت...

(بقره/ 30_33)




پ.ن: اونقدری که خدا روی بشر حساب وا کرده، بشر روی خودش حساب که هیچ، پفک نمکی هم وا نکرده :|