جرعه جرعه جآن


روزی دریا خواهم شد...

مگس

داشتم شعله اجاق گاز رو روشن میکردم تا چایی دم بذارم، یه دونه مگس هم نشسته بود روی شعله بزرگه...

شیطنتم در آن، جوونه زد! گفتم بذار دو سه تا جرقه بزنم تا در بره. جرقه ها خورد و اینم نشست و تکون نخورد تا شعله روشن شد، یهو پرید! وسط آتیش یه چیزی الو گرفت و شوت شد پایین، یه نگاه انداحتم دیدم مگسه اومد بیرون از زیر شعله ای که حالا خاموش شده بود، ولی مگس نگون بخت بال هاش جزغاله شده و  ...


خیلی یهو دلم گرفت، نمیخواستم بمیره یا این مدلی بی بال بشه.

:(

من پشیمون!


چه غلطی بکنم حالا؟

Boshra _p ۳
یه بنده خدا
بهش غذا بده و ازش نگهداری بکن تا بزرگ بشه حالا که پرنداره میشه مث گربه یا سگ خونگی :)

:)

مگس خونگی

احلام ..
سرنوشتش قرار بود به دست تو رقم بخوره
غصشو نخور

سرنوشت...

چه منِ بیشعوری :(

صندلی راحتی
ای قاتل
ای مگس کش
ای مگس سوزان
ای.....
شوخی کردم حقش بوده میخواست وز وز کنه همه جا رو الوده کنه در هر حال قصد نداشتی که

خخخخ ای مگس کش!   :)

هعییییی...

بازیچه http://baziche.blog.ir
اشکال نداره دیگه نکن 
خخخخخخخ مگس کبابی نشنیده بودم که الان شنیدم
😂😂😂

مگس کبابی :(

دوست
چه تراژدیی شد.
وقت کردی بهم سر بزن.

:)

ان شاء الله

سراسر گنگ
آتیش روشن کن از بینش رد شو تا بسوزی.
سوختن در برابر سوختن

چقدر سخت...

کاش راه دیگه ای بود.

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
حروف، کلمات، عبارات، جملات، همگی از جآن نویسنده جرعه جرعه نشأت می گیرند...
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان