جرعه جرعه جآن

روزی دریا خواهم شد...

چق____درررر

دلم تنگ شده برای اینکه بشینم پای سیستم و وبلاگ گردی کنم و برای اینجا متن تایپ کنم :(

.

با گوشی اصلا مزه نمیده...


______

پ.ن: البته در شرف دوباره مودم دار شدن هستم :)

میشه باهام قهر نکنی؟

من دل ندارم هاااا

.

.

باهام قهر نکــــــــــــــــــن :(

اه این لوس بازیا چیه؟!

نذار برم دنبال جواد و داوود هاااا :/

_________________________________

برسونید به گوش احلام :_(


"درد، نام دیگر من است"

الان که دارم تایپ میکنم و هی میگردم دنبال «پ» روی صفحه کلیدی که بهش عادت ندارم و هی هرچی تلاش میکنم نیم فاصله بین «می» و «کنم» تایپ نمیشه؛ دقیقاٌ همین لحظه آواز کبوتر و غارغار کلاغِ کلافه شده از گرما از توی حیاط، از پشت همین پنجره، میپیچه توی گوشم و حس نوستالوژی 6 سالگی و تنهایی سه چرخه سواری کردن توی پیاده روی خاکی پشت خونهمون توی خیابون البرز، میاد سراغم و تجسم میکنم اون موقعی رو که از گرما و هوای تفتیده تیرماه روی سه چرخه چرت میزدم و توی فکر اینکه اگر چندتا بخوابم بابا میاد؟! چند دور دیگه پیاده رو رو پا میزدم و با تن عرق کرده و دهن خشک شده همونجا یه گوشه روی سه چرخه خوابم میبرد!

دلم میخواد بازم همین الان، موقعی که دارم تایپ میکنم و باااز هم هی میگردم دنبال «پ» روی صفحه کلیدی که بهش عادت ندارم و اینبار دیگه تلاش نمیکنم بین «می» و «کنم» نیم فاصله تایپ کنم، با همین تق تق دکمه های کیبرد، چرت بزنم و به این فکر کنم که اگر چندتا بخوابم بابا میاد؟! یه هو به خودم بیام ببینم خوابم برده و حالا بیدار شدم و بعد از ایییین همه مدت بابا اومده...




پ.ن: بابا، باباست!

        چه زمینیش، چه آسمونیش...


پ.ن تر: به قول قیصرِ جان: "درد، نام دیگر من است" 

بی تو

من

    بی تو 

           تصور 

             نمی شوم؛ خدا...

خودمانیم کسی جز تو نفهمید مرا...

Related image


سلام آقا؛


همین! 

فقط سلام...


۱ ۲
هستیم بر آن عهد که بستیم.
Designed By Erfan Powered by Bayan